أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

125

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

سيّم بشارت بود بمغفرت فى قوله [ لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ ] . ديگر آنكه هدى بمحلّ رسيد . و هم درين روز بشارت آمد كه روميان بر پارسيان دست يافتند و مسلمانان شادمان شدند كه اهل كتاب را بر مشركان دست آمد ضحّاك گفت : هر فتحى از قتال باشد فتح حديبيه فتحى بود از صلح ، براى آنكه درين سال رسول ( ص ) صلح كرد با سهيل بن عمرو و صلح نامه امير المؤمنين على عليه السّلام نوشت معنى آيت اين است : ما بگشاديم مكّه را يا حديبيه را براى تو اى محمّد گشادنى ظاهر [ لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ] تا باز پوشد خداى تعالى و زايل گرداند كارهائى كه قوم تو از اهل مكّه كردند و بدئى كه مىسگاليدند و رنجى كه بر روى تو رسانيدند و آنچه نيّت كردند و بر عزم آن بودند كه برسانند و ترا برنجانند و اين ذنب و گناه را كه با وى اضافت كرد دو معنى بود : يكى اينكه - گفته شد يعنى تا بيامرزد از گناه ايشان با تو آنچه مقدّم « 1 » است و آنچه مؤخّر « 2 » است و برين وجه [ ذنب ] مصدرى باشد مضاف با مفعول . وجه دوّم - آن است كه مراد به اين گناه گناه امّت وى است يعنى تا بيامرزد از بهر تو و براى حرمت و نگاه داشت تو گناه امّت ترا آنچه مقدّم « 3 » است و آنچه مؤخّر « 4 » است ، و اين اضافت براى اتّصال و انتساب ايشان كرد با وى ؛ و چيزى را به چيزى بادنى ملابسه اضافت كنند و دليل برين تأويل آن است كه از صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه او گفت : و اللّه ما كان له ذنب و لكنّه سبحانه ضمن له أن يغفر ذنوب شيعة علىّ ما تقدّم منها و ما تأخّر ؛ بخداى كه رسول را هيچ گناه نبود و هرگز از وى گناهى در وجود نيامد و ليكن خداى تعالى ضمان كرد وى را بآمرزيدن گناه شيعت علىّ بن ابى طالب آنچه مقدّم « 5 » است و آنچه مؤخّر « 6 » است . بر وجه اوّل لام [ لِيَغْفِرَ ] تعلّق بما قبل دارد يعنى فتح مكّه براى آن كرد تا در مقابل و عوض آن باشد كه امّت با تو كردند ترا از مكّه بيرون كردند و تا در مكّه بودى در ايذاء و قتل تو ميكوشيدند و چون بيرون آمدى از حجّ باز داشتندى « 7 »

--> ( 1 ) - در چند نسخه در هر دو مورد : « متقدّم » . ( 2 ) - در چند نسخه در هر دو مورد : « متأخّر » . ( 3 ) - در چند نسخه در هر دو مورد : « متقدّم » . ( 4 ) - در چند نسخه در هر دو مورد : « متأخّر » . ( 5 ) - در چند نسخه در هر دو مورد : « متقدّم » . ( 6 ) - در چند نسخه در هر دو مورد : « متأخّر » . ( 7 ) - در بعضى نسخ : « بازداشتند » .